تبليغاتX
مجله الکترونیکی صحت

براي ورود به پايگاه اطلاع رساني شبکه بهداشت و درمان شهرستان طبس اينجا کليک کنيد

 

 

زهره محسني

مسئول بهداشت جوانان و نوجوانان

چه مي بينيم؟ با چيزهاي كه مي بينيم چه مي كنیم؟ درآن چيزي كه مي بينیم چه چيزهاي ديگري وجود دارد؟ آيا دور و برمان را نگاه كرده ايم؟ آيا تا به حال فكر كرده ايم به كدام بخش از اشياء نگاه مي كنيم؟ آيا «كل نگر» هستيم يا «جزء نگر»؟

آيا مي دانيم آن چيزي كه دراطرافمان اتفاق مي افتد و ما مي بينيم تصادفي نيست؟ آيا وجود حكمت عالمي در دل حادثه مي بينيم؟

آيا خدا را ديده ايم؟ آيا عنايت هاي مهربان او راحس كرده ايم؟

آيا مي بينيم كه چگونه خدا با  اين همه كوتاهي ما عيوب و ضعف هاي ما باز هم ستارالعيوب است؟

آيا كمك هاي خدا را در زندگي خودمان احساس كرده ايم؟

فقط كافي است چشمان خود را باز كنيم. دراين صورت در هر ذره درياهايي مي بينيم.  

       دل هر ذره را كه بشكافي                      آفتابيش در ميان بيني

آيا باور داريم كه هرآنچه را مي بينيم براي ما درس و پيامي دارد؟ و ما را به ياد نكته اي مهم مي اندازد.

       مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو                      يادم از كشته خويش آمد و هنگام درو

آيا با ديدن حادثه تصميمي جديد در انديشه ما شكل مي گيرد؟

آيا با ديدن بلاها و افت و خيز ها به بي ارزش بودن بعضي ناراحتي ها پي مي بريم؟

آيا آنچه را كه مي بينيم تحليل مي كنيم يا با بي خيالي از ان عبور مي كنيم؟

همراه ديدن هر موضوع پديده نعمت و حادثه اي فقط سوال طرح كنيم. به عنوان نمونه:

1-    چه مي بينيم؟ آيا قضاوت من صحيح است؟ اين چيزي راكه مي بينيم چه تعريفي دارد؟ چه جايگاهي دارد؟ براي من چه پيامي دارد؟ با من چه رابطه اي دارد؟ آيا من هم دراين حادثه كه اتفاق افتاده است سهمي دارم يا نه؟ چقدر؟ چرا؟ چگونه؟

2-   آيا لازم است به اين موضوع خيره شوم؟ به كدام قسمت نگاه كنيم تاحركت بهتري در وجود من ايجاد كند؟آيا از زاويه ديگر نيز به آن نگاه كنيم. آيا مثبت ها را هم مي بينم آيا با ديدن مثبت ها احساس بهتري پيدا مي كنيم. 

 

از: ماهنامه آفاق پرستوي

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386  | 

زهره محسني

مسئول بهداشت

جوانان و نوجوانان

زندگي دايره است ...

مركزش صفر بزرگ، و منم داخل آن، و تويي نيز چو من ....

و من و تو با هم، مي توانيم كه از صفر بسازيم عددي

         و به اندازه اندازه خود، حجم اين دايره را بيش كنيم،

         گرچه صفرم، ولي گسترش خويش كنيم.

پس اگر من به تو ياري نكنم، و تو ماني بي من، ...

                              يا بمانم بي تو ....

آسمان بي كس و بي مهر

                              دايره خالي و بي مصرف و خود صفر شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386  |